![]() |
![]() |
|
| تمرین و یادگیری اخلاق انسانی و اسلامی |
|
سلام
به اونایی که قبلا به ما سر میزدن و حالا هم ما بی معرفت شدیم و هم اونا امروز از عقوبت حساب کتابای سال ۸۷ شرکتمون رها شدم . تازه حالا دارم دور و بر خودم و بعد از چند ماه می بینم خیلی حرف هست بعد از این همه دوری ولی نمیشه گفت. تو این چند سالی که شعار عدالت همه جا رو گرفته چیزی جز بی عدالتی ندیدم . خیلی کوتاه و شایدم بی ربط امروز که کمی به خودم اومدم یادم اومد یکی به اسم اصلاحات جرات نمی کرد وزیر زن توی کابینش بیاره اگه می آورد حکم ارتدادش رو میدادن و می گفتن می خواد بی بند و باری بیاره اما حالا یکی اومد که به اسم اصول و عدالت هر کاری می خواد می کنه و هیچ کس جرات نداره حرفی بزنه !؟ نه که با وزارت زنها مخالف باشم ! میگم چقدر آسونه به اسم دین هر کاری رو که بخوای بکنی و کسی جرات نکنه چیزی بگه. خیلی سیاسی شد فرداست که فیلتر بشم چون ممکنه به مزاق بعضی ها خوش نیاد . اما از این که اومدم خوشحالم . دلم برای خیلیها تنگ شده اما می دونم بعضیهاشون میخوان سر به تنم نباشه اما چه کاریش میشه کرد محبم و طبیعتم محب بودنه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 18:14 توسط محب |
|
|
گرفتارم ..... گرفتارم ولیکن شوق دیدارت همیشه در دلم جاری است . محب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 22:27 توسط محب |
|
|
سلام
هرچند دیر اما دیدم دیگه نمیشه با وجود ۵۰۰۰ سندی که روی سرم ریخته با خودم گفتم این تراوش را که به خاطر دوستی سرودم بنویسم تا دل تنهایی وبلاگم تازه بشه
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 0:2 توسط محب |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 21:43 توسط محب |
|
(محب) |
||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 10:0 توسط محب |
|
(محب) |
||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 23:12 توسط محب |
|
|
یکی دیگر از محرمات ( که از عوامل غیبت هم به شمار می رود ) سخریه و استهزا است . این عوامل گرچه خودنیز از عوامل و انگیزه های دیگر ناشی می شود که در جای خود قابل بررسی است ، ولی اینک بحث در اطراف قریبه غیبت (یعنی عواملی که بی واسطه در ارتکاب غیبت موثرند ) می باشد و شک نیست که سخریه و استهزا ء یکی از آن عوامل است که بسیاری از اوقات انسانهای ضعیف الایمان را وادار به غیبت می کند . آری هستند کسانی که به منظور بی اعتبار کردن دیگران از عامل تمسخر بهره می گیرند و برای مجلس آرایی و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه می گذارند و با کارهایی از قبیل تقلید در راه رفتن ، سخن گفتن ، غذا خوردن و خلاصه هر طریقی از اشاره و کنایه و ... دیگران را به مسخره می گیرند و از این راه حس خودپسندی و انتقام جویی خویش را اشباع میکنند و حداقل با خرج کردن آبروی دیگران مستمعان ودوستان خود را راضی می سازند و بدین جهت است که قرآن کریم از این عمل شدیداً نهی کرده و آن را به عنوان ظلم و ستم مورد توبیخ و تهدید قرارداده است و امر به توبه کرده می فرماید : « ای کسانی که ایمان آورده اید ! نباید گروهی از مردان شما گروهی دیگر را استهزا کنند ، شاید آنها که مورد استهزاء واقع می شوند بهتر از مسخره کنندگان باشند . و همچنین زنان یکدیگر را مسخره نکنند ، زیرا ممکن است زنان مسخره شده از آنها که مسخره می کنند بهتر باشند . و مبادا از یکدیگر عیب جویی کنید و زنهار از این که یکدیرگ را با القاب زشت و ناپسند یاد کنید که پس از ایمان آوردن ، نامی که نشان از فسق و فجور دارد بسیار زشت است و هر کس که از این رفتار توبه نکند ستمگر و ظالم است .» « حجرات /11 » مقام مومن در پیشگاه خدا بنده مومن نزد خداوند بسیار عزیز و محترم است به همین جهت خداوند متعال در سوره حجرات می فرماید هر کس مومنان را مسخره کند و با القاب زشت از آنها یاد کند یا با القاب زشت از آنها یاد کند در زمره ستمکاران محسوب می شود . و در جای دیگر می فرماید : « آنان که از مومنان متعبد و متعهد به خاطر صدقاتی که در راه خدا می دهند انتقاد و عیب جویی می کنند و نیز افراد بی بضاعتی را که حداکثر توانشان را در طبق اخلاص نهاده اند به مسخره می گیرند ، خداوند نیز آنها را مسخره خواهد کرد و برای آنان عذابی دردناک در پیش است . » « توبه / 79» حرمت مومن از حرمت کعبه بیش تر است جابر روایت کرده است که رسول خدا (ص) به کعبه نظر افکند و فرمود : « آفرین بر تو ، خانه ای که چقدر بزرگی و احترام تو زیاد است ! سوگند به خدا ، احترام مومن نزد خدا از تو بیبشتر است ، زیرا حرمت تو فقط از یک جهت است { که خونریزی در تو حرام است } ، ولی مومن از سه جهت احترام دارد : 1- خون وی محترم است . 2- مال او حرمت دارد . 3- بدگمانی نسبت به او حرام است . » « شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید / نقطه های آغاز در اخلاق عملی » مسخره کنندگان در قیامت پیامبر اکرم فرمود : « در روز قیامت کسانی را که در دنیا مردم را مسخره می کردند می آورند و دری از بهشت به روی آنان می گشایند و به آنها می گویند بیایید بیایید . آنها با آن همه سختی و ناراحتی به پیش می آیند و همین که نزدیک در می رسند در بر روی آنها بسته می شود . سپس در دیگری به روی آنها باز می شود و گفته می شود شتاب کنید شتاب کنید . این بار نیز آنها با ناراحتی حرکت می کنند و همین که نزدیک این در می روند آن نیز بسته می شود و همین طور این کار تکرار می شود تا جایی که ناامید می شوند و سرانجام به سوی هیچ دری نمی روند . در اینجا مومنان که ساکنان بهشت اند به آنها نظاره می کنند و به آنان می خندند .»«احیاء علوم الدین غزالی / معراج السعاده / جامع السعادات / نقطه های آغاز در اخلاق عملی » محب : بسیاری از ما مسخره را نوعی طنز تلقی می کنیم و آنقدر قبح مطلب ریخته که علنا دیگری را مسخره و به خیال خود موجبات نشاط دیگران را فراهم می کنیم . عده ای هم مسخره را تسکینی بر عقده ها و ناراحتی های خود از دیگران می پینند . قبح تمسخر به جایی رسیده که در رسانه ملی علنا بزرگان سیاسی کشور و دنیا به بازی گرفته می شوند و جالب تر آنکه کسانی که مجوز این کار را داده اند الان خود مورد تمسخر دیگران هستند . من به بد یا خوب بودن افراد کاری ندارم اما مثلی است که میگن معنایی دم لب آدم بنده امیدوارم که باعث تمسخر دیگران نشویم . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 19:24 توسط محب |
|
|
نگاه معصومش را هیچگاه از یاد نخواهم برد. لحظه ای را که از شوق این که برامون از درخت میوه پلاستیکی توی گلخونه آلوچه چیده بود از یاد نمی برم . هنگامی که اونا رو توی دامنش ریخته بود و دوان دوان به سمت ما میومد. خیلی سخته آدم عزیزی رو به طریقی از دست بده یا ازش دور بشه . دیشب جشن تولدش بود جشن تولدی ساختگی ؛ دیشب جشن خداحافظی ما با او بود . هیچکدوممون فکر نمی کردیم که قراره اینقدر نبودش برامون غیر قابل تحمل بشه ! نمی دونم این چهار سالی که از دیدنش محرومم رو چطور سر کنم . صدای نازک و بچه گونش ،کلمات یزدی که با اون لهجه تهرونی - یزدی ادا می شد رو امیدوارم از یادم نره . ندونم چرا بعضی از ما آدمها زندگی فرزندانمون رو فدای خودخواهی ها و زیادی خواهی های خودمون می کنیم . آیا در طول زندگی واژه ای به نام گذشت و فداکاری به گوشمون خورده ؟ یا ایا همیشه باید گذشت ها یکطرفه باشه ؟ آیا .... ؟ و ........ *********************** نظر زیبای دوست خوش پندار مان "پندار" : آدمها گاهي موجودات وحشتناكي مي شوند، عصر هجري و خودخواه كه در دنياي كبريتيشان كسي جز من تعريف نمي شود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 21:26 توسط محب |
|
(محب) |
||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 13:42 توسط محب |
|
|
یکی دیگر از آفات زبان که از رذایل اخلاقی به شمار می رود و انسان را از راه خدا دور می سازد نمّامی و سخن چینی است . قرآن مجید در نکوهش سخن چینی می فرماید : « وای بر هر عیب جوی سخن چین » « همزه / 1 » یا « از کسانی که بسیار عیب جو و سخن چین هستند پیروی مکن » « قلم / 11 » یا «سخن چین »کینه توز و پورخور و خشن و بدنام است « قلم / 13 » سر انجام نمّام از دیدگاه قرآن قرآن مجید به کسانی که با نمّامی و سخن چینی آتش کینه و عداوت را میان مردم بر می افروزند هشدار می دهد و آنان را به عذاب دوزخ تهدید می کند چنانکه درباره یکی از همسران ابی لهب به نام امّ جمیل می فرماید : « زن او {: ابی لهب } آن هیزم کش آتش افروز نیز اهل جهنم است » « تبت / 4 » فخر رازی در این باره می گوید : 1- ام جمیل به خاطر مخالفتی که با پیامبر اکرم داشت و ایشان را آزار و اذیت می کرد 2- علت دیگر این است که چون کار او نمّامی بود وی را « حماله الحطب » یعنی آتش بیار معرکه نام نهاده اند نمّامی از دیدگاه روایات نمّام شریرترین افراد است حضرت رسول (ص) می فرماید : « آیا شما را به بدترین افرادتان آگاه نکنم ؟ عرض کردند : چرا ای رسول خدا فرمود : بدترین افراد آنهایی هستند که به سخن چینی می روند و در میان دوستان جدایی می افکنند و در جستجوی عیب برای افراد صالح و پاکدامن اند » « اصول کافی ، ج 2 / ص 369 » امیر مومنان (ع) می فرماید : « بدترین شما کسانی هستند که سخن چینی می کنند و میان دوستان جدایی می افکنند و دنبال عیوب افراد پاکدامن می روند . » « اصول کافی ، ج 2 / ص 369 » سخن چینی و عذاب قبر حضرت علی (ع) می فرماید : « عذاب قبر به خاطر سخن چینی و غیبت و دروغ است . » « انوار نعمانیه ، ص 259 » سخن چین وارد بهشت نمی شود امام باقر (ع) می فرماید : « بهشت بر غیبت کنندگان و سخن چینان حرام است . » « محجه البیضاء ، ج 5 / ص 276 » انگیزه های نمّامی درباره اینکه چه انگیزه ای سبب ارتکاب انسان به چنین ملی می شود یک یا چند مورد از علل زیر است : 1- انسان به کسی که مطلبی از او نقل می کند نظر سوء داشته و در صدد بدنام کردن وی باشد . 2- بخواهد به وسیله نمّامی نسبت به کسی که نزد او سعایت (سخن چینی)می کند اظهار دوستی و محبت نماید . 3- تفریح و سرگرمی 4-هرزه گویی و مجلس آرایی و همنشینی با اهل باطل 5- تفرقه افکنی و ایجاد تشویش و اضطراب در اذهان مردم چه باید کرد ؟ تنها راه دوری از این عمل زشت کنترل زبان و جلوگیری از هرگونه بیهوده گویی است که این یکی از موارد محاسبه نفس می باشد . محب : سلام یک ماه شد ؛ می خواستم بنویسم اما نوشته هایم نوشتنی نبود و باید در دل می ماند یا حداقل نمایش داده نمی شد. تا اینکه دیروز با تلنگر یکی از دوستان یادم آمد که دوباره باید نوشت . هرچند مطلب فوق دل نوشته نیست و خلاصه ای از کتاب مذکور در مقدمه است اما باز گشتی به اخلاقیات و ادامه تمارینمان است . امیدوارم همه ما در تذهیب نفس خود بکوشیم . سبز و بارانی باشید . |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 19:38 توسط محب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ سعی در تغییر افکار و رفتار خوانندگان و نویسنده و یادآوری ارزشهای والای انسانی و اسلامی دارد.
پس اگر به این گونه مطالب علاقه داشتید می توانید با عضویت در وبلاگ با هر به روزرسانی از مطالب جدید آن بهره مند شوید. |
| آرشیو موضوعی |
|
اخلاق نکته هایی از قرآن غیبت شخصی صبر عیب زدایی و عیب جویی رفتار دروغ فهرست مطالب سخن چینی استهزا، |
|
RSS
|